سديد الدين محمد غزنوى
مقدمه 33
مقامات ژنده پيل ( فارسى )
به شربت گرديد . شيخ بيدار و هشيار شد و از گروه دوستان گذشته كنار گرفت و زهد و خلوت پيشه كرد و روى به ديندارى و عبادت نهاد . وى بيست و دوساله بود كه به گوشهنشينى و تزكيهء نفس پرداخت و به كوهها رفت . ابتدا دوازده سال در كوه نامق و سپس شش سال در كوه بيزدجام « 1 » يعنى روىهمرفته هژده سال در خلوت و انزوا بسر برد « 2 » . پس از آن ترك عزلت گفت و براى ارشاد مردم و توبه دادن مىخواران و گناهكاران به ميان خلق بازگشت . نخستين ميدان او سرخس بود كه در آن مرضى شيوع داشت . نخست قدر او بر مردم معلوم نبود ولى پس از ابراز كراماتى چند و شفا دادن بيماران تدريجا شهرت يافت و پيروانى بهم زد « 3 » . از سرخس به استاد و زورآباد « 4 » و سپس به ده معدآباد كه ظاهرا همان تربت شيخ جام كنونى است « 5 » رفت و در آنجا مقيم شد و بتعليم شاگردان و تأليف كتب و دعوت مردم پرداخت و يك مسجد جمعه و يك خانقاه بنا نمود . احمد بهرات و نيشابور و بوزجان و مرو و باخرز و بسطام سفر كرد و يك بار هم به مكه رفت ، ولى جز در همين يك سفر ديگر از حدود خراسان بيرون نرفت و سراسر عمر طولانى خود را در همان محيط خويش گذرانيد . وى باتفاق همهء روايات نود و شش سال بزيست و در 536 هجرى درگذشت و در موضعى بيرون دروازهء معدآباد كه معين كرده بود به خاك سپرده شد . بايد دانست كه همهء منابع آرامگاه احمد را در جام ذكر مىكنند ولى قديمترين منابع يعنى مقامات غزنوى بتفصيل حكايتى نقل نموده كه چگونه يكى از شاگردان شيخ موضع قبر وى را در خواب ديد و خواب خويش به دو باز گفت و شيخ همان نقطه را براى قبر خويش برگزيد و همانجا نيز مدفون گشت « 6 » . معدآباد در روزگار احمد دهى بوده است در
--> ( 1 ) - دربارهء بيزد جام رجوع كنيد به حاشيهء ص 43 . ( 2 ) - مقامات ص 43 و 44 و 47 . ( 3 ) - حكايتهاى 13 و 14 و 15 ، ص 47 تا 55 مقامات . ( 4 ) - دربارهء زورآباد : رك . حاشيهء ص 55 . ( 5 ) - رجوع شود به حاشيهء ص 55 . ( 6 ) - فصل الحاقى مقامات ص 295 .